چو ایران نباشد تن ما مباد

 من می خواهم هفت دولت به زیر بیرق ایران بیاید ، من زیر بیرق بیگانه نروم
نه غزه ، نه لبنان ، جانم فدای ایران

۱۳۹۰ اسفند ۱۷, چهارشنبه

سخنان گجستک دیوانه ای به نام مطهری در باره چهارشنبه سوری و فرهنگ ایرانیان و زبان پارسی‎

سخنان گجستک  دیوانه ای به نام مطهری در باره چهارشنبه سوری و فرهنگ ایرانیان و زبان پارسی:

1- سخنان دیوانه ای به نام مطهری در مورد چهارشنبه سوری:


نیاکان ما در گذشته چنین می کردند ما هم چنین می کنیم . چهارشنبه آخر سال
می شود، آخر سال شمسی ، چهارشنبه آ خر اسفند ماه می شود .بسیاری از


خانواده ها ،که باید بگویم ، خانواده های احمق ها ، بسیاری از خانواده


های احمق ها ده یا الله آتشی روشن میکنند ، هیزمی روشن میکنند، بعد آدم
ها ی سرو برو گنده ، با آن هیکل های نمی دانم چنین و چنین ، از روی آتش


می پرند. ای آتش زردی من از تو سرخی تو از من.آه این چقدر حماقت است .خوب
چرا چنین می کنید؟ آقا یک سنت است مال ما مردم.از قدیم پدران ماچنین می


کردند. قران می گوید: اولوکان اباهم لایعقلون شیأ.اگر پدران گذشته تان
چنین کاری  می کردند،شما می بینید یک کار احمقانه است، دلیل خریت پدران


شما است  روشونو بپوشید.چرا دو مرتبه این سند حماقت را سال به سال تجدید
می کنید.این فقط یک سند حماقت است،که هی کوشش می کنید  که این سند حماقت


را همیشه زنده اش نگاه دارید.مائیم که چنین پدران احمق داشتیم .اولوکان
اباهم لایعقلون شیأ.از طرف دیگر قران نمی گوید ،هرچه که سنت است ،پس باید


درهم کوبید و هرچه کهه نو است…  نو گرائی –یک عده هم می گویند نوگرائی ..
این چطور ؟ نوگرائی هم درست نیست .برای اینکه نو گرائی درست نیست...


***
2- دیدگاه  دیوانه ای به نام مطهری در مورد فرهنگ ایرانی و زبان پارسی:


پرداختن به فرهنگ ِ ايراني، زبان ِ فارسي و شاهنامه‌ي ِ فردوسي: خدمت است


يا خيانت؟!


"پاسخ" به اين پرسش (بدون هرگونه شرح و تفسيري) در اين جا به نظر شما می رسد.


بخوانيد و داوري‌ كنيد ↓


زنده‌ کردن‌ لغات‌ فارسی‌ باستانی‌، برگشت‌ از تعالیم‌ قرآن‌ است‌


انجمن‌ و مؤسّسه‌ای‌ بود برای‌ این‌ امور که‌ با وزارت‌ معارف‌ و فرهنگ‌


رابطه‌ داشت‌؛ و برای‌ از بین‌ بردن‌ لغات‌ عربی‌ و فرهنگ‌ اسلام‌ نهایت‌


سعی‌ و کوشش‌ را داشتند. و در اداره‌ی فرهنگستانی‌ که‌ پشت‌ مدرسه‌ی


سپهسالار بود، برای‌ این‌ موضوع‌ مال‌‌ ملّت‌ بیچاره‌ را می‌خوردند و


می‌بردند. نام‌ قبرستان‌ را گورستان‌، و اجتماع‌ را گردهمایی‌، و جمعه‌


را آدینه‌، و وسائل‌ ارتباط‌ جمعی‌ را رسانه‌های‌ گروهی‌، ...


اینها همه‌ برای‌ دور کردن‌ مردم‌ از لغات‌ قرآن‌ است‌. برای‌ قطع‌


رابطه‌ و بریدن‌ با نهج‌ البلاغه‌ است‌. برای‌ عدم‌ آشنایی‌ مردم‌ به‌


جمعه‌ و جماعت‌ است‌. برداشتن‌ «طاء» از کلمات‌ و به جای‌ آن‌ «تاء»


نهادن‌، مانند تبدیل‌ کتابت‌ لفظ‌ طهران‌ به‌ تهران‌ روی‌ همین‌ زمینه‌


است‌ ...


برای‌ ریاضیات‌ از جبر و حساب‌ استدلالی‌ و فیزیک‌ و شیمی‌ در نمره‌ی


امتحانی‌ ضریب‌ می‌گذارند؛ و برای‌ عربی‌ نه‌ تنها ضریب‌ نمی‌گذارند، آن


قدر آن را بدون‌ اهمّیت‌ و در درجه‌ی پست‌ می‌گذارند که‌ وجود و عدمش‌


مساوی‌ می‌باشد....


این همه‌ سر و صدا برای‌ عظمت‌ فردوسی‌، و جشنواره‌ و هزاره‌ و ساختن‌


مقبره‌، و دعوت‌ خارجیان‌ از تمام‌ کشورها برای‌ احیاء شاهنامه‌، و


تجلیل‌ و تکریم‌ از این‌ مرد خاسر زیان‌ بُرده‌ی تهیدست‌ برای‌ چیست‌؟!


برای‌ آن است‌ که‌ در برابر لغت‌ قرآن‌ و زبان‌ عرب‌ که‌ زبان‌ اسلام‌ و


زبان‌ رسول‌ الله‌ است‌، سی سال‌ عمر خود را به‌ عشق‌ دینارهای‌ سلتان‌


محمود غزنوی‌ به‌ باد داده‌ و شاهنامه‌ی افسانه‌ای‌ را گرد آورده‌ است‌


...تبلیغات‌ برای‌ فردوسی‌ و شاهنامه‌، تبلیغات‌ علیه‌ اسلام‌ است‌.


فردوسی‌ با شاهنامه‌ی افسانه‌ای‌ خود که‌ کتاب‌ شعر (یعنی‌ تخیلات‌ و


پندارهای‌ شاعرانه‌) است‌ خواست‌ باطلی‌ را در مقابل‌ قرآن‌ عَلم‌ کند؛ و


موهومی‌ را در برابر یقین‌ برسر پا دارد. خداوند وی‌ را به‌ جزای‌ خودش‌


در دنیا رسانید و از عاقبتش‌ در آخرت‌ خبر نداریم‌. خودش‌ می‌گوید:


بسی‌ رنج‌ بردم‌ در این‌ سال‌ سی /


عجم‌ زنده‌ کردم‌ بدین‌ پارسی‌ /


چو از دست‌ دادند گنج‌ مرا /


نبد حاصلی‌ دسترنج‌ مرا/


ما در زمان‌ خود هرکس‌ را دیدیم‌ که‌ خواست‌ عجم‌ را در برابر اسلام‌


عَلم‌ کند، و لغت‌ پارسی‌ را در برابر قرآن‌ بنهد، با ذلّت‌ و مسکنتی‌


عجیب‌ جان‌ داده‌ است‌. فَاعْتَبِرُوا یا أُولِی‌ الابْصَار!

برگرفته از کتاب ِ نور ِ ملکوت ِ قرآن –

تالیف آیت الله سید محمد حسین حسینی طهرانی/ جلد چهارم / بحث ِ نهم
**********
چهارشنبه تیر شید 17 اسفند / 2570 شاهنشاهی

۱۳۹۰ اسفند ۱۰, چهارشنبه

اگر در ایران سال 57 انقلاب نشده بود؟, به نظر شما اگر انقلاب نشده بود، حالا ایران چگونه بود؟

اگر در ایران سال 57 انقلاب نشده بود؟:
به نظر شما اگر انقلاب نشده بود، حالا ایران چگونه بود؟:


- اگر انقلاب نشده بود جام جهانی فوتبال در ایران برگزار می شد.
- تیمهای زنان در همه رقابتهای ورزشی ظاهر می شدند.
- با دوستتان در یک بار یا دیسکو قرار می گذاشتید با هم آنجا خوش می گذراندید.
- از تهران یک بلیط یکسره به نیویورک با هواپیما می گرفتید و دیگر نگران اسکن چشمی در فرودگاه نبودید.
- الان به جای 8 تا کانال مزخرف تلوویزیونی بیشتر از 100 تا کانال با طبقه بندی های درست و حسابی وجود داشت.
- الان نشریاتی مثل تایمز در ایران چاپ می شد.
- مک دونالد تو ایران شعبه داشت.
- بچه ها از همان دوران دبستان کنار همکلاسی جنس مخالف می نشستند.
- الان با سرعت 1kbps فیلم دانلود نمی‌کردیم.
- کپی کردن غیر مجاز بود و جرایم سنگینی داشت.
- اگر کار خلافی می‌کردی پلیس اینترپل تو ایران هم خفتت می‌کرد.
- الان جای بیت ر ه ب ر ی "دیسکو تهران" وجود داشت.
- میدانی به اسم انقلاب وجود نداشت.
- مشروب آزاد بود و این خودش باعث افزایش توریست ها می شد.
- هرکس دوست داشت حجاب سر می گذاشت.
- رجا نیوز و فالس نیوز فیلتر می شد!
- حسرت خارج رفتن نداشتید و خارجی ها حسرت ایران آمدن داشتند.
- دختر ها هم می رفتند ورزشگاه و فوتبال تماشا می کردند.
- کتاب عربی از کتب درسی حذف می شد.
- از اینکه با دوست پسر یا دوست دخترت در پارک نشسته ای دلهره نداشتید.
- ابی و داریوش در تهران کنسرت می گذاشتند.
- خارجیها برای ادامه تحصیل به ایران بورسیه می شدند.
- به نمایندگیهای نایک و آدیداس و ... از طریق اینترنتی سفارش می دادید و بسته را در درب منزل تحویل می گرفتید.
- از طریق اینترنت با کارت اعتباریتان از هرکجا که می خواستید خرید می کردید. هیچ وقت دوست نداشتید ایران را ترک کنید.
- جمعیت ایران بجای ۷۵ میلیون نفر حداکثر ۵۰ میلیون میبود و درآمد سرانه هر ایرانی بجای ۵۰۰۰ دلار در سال ۲۵۰۰۰ دلار در سال بود.
- نیروگاه بوشهر امسال سی امین سال شروع بکارش رو جشن میگرفت و در کنار اون ۱۰ تا نیروگاه هسته ای دیگه داشتیم.
- در کنار اون در کویرلوت با انتقال آب از خلیج همیشه فارس دریاچه زیبای مرکزی روداشتیم وبکمک نیروگاههای خورشیدی - - برق قابل توجهی استحصال میشد و ایران پیشتاز استفاده از انرژیهای پاک در دنیا میبود.
- شهروندان ایرانی میتونستن بدون ویزا به ۱۵۰ کشور دنیا سفر کنند.
- ایران ایر برای چهلمین سال متوالی هیچ سانحه هوایی رو تجربه نکرده بود و از این حیث در دنیا رکورددار بود و فرودگاه بین المللی کورش بزرگ در جنوب تهران که از ۱۳۶۰ جایگزین فرودگاه مهراباد شده بود بزرگترین حجم مسافر در تمام اسیا و خاورمیانه رو داشت که از این حیث ۲ برابر فرودگاه دوبی مسافر داشت.
- تولید انواع هواپیماهای مسافری و نظامی رو داشتیم ونیازی به اجاره هواپیماهای کشورهای دیگر نداشتیم.
- المپیک ۱۹۸۸ بجای سئول در تهران برگزار شده بود و تیم ملی فوتبال ایران تنها تیم اسیایی بود که از ۱۹۷۸ در تمام دوره های جام جهانی شرکت داشته و در سال ۲۰۰۲ که بازیها در ایران برگزار شد به مقام سوم رسیده بود.
- سید علی خامنه ای امام جمعه تهران به لحاظ اینکه یک آخوند روشنفکر بود محبوبیت بسیاری در بین مردم داشت.


امّا . . . . . .
- اگر انقلاب 57 اتفاق نمی‌افتاد، بچه های ما با ذوق و شوق پای صحبت‌های آخوندای بیسواد می‌نشستند و هنوز هم شور و عشق انقلابی و شهادت و جهاد داشتند .

- اگر انقلاب 57 اتفاق نمی افتاد ماها در آرزوی داشتن کشور اسلامی پر پر می زدیم.

- اگر انقلاب 57 اتفاق نمی افتاد کسی نکبت قوانین عقب افتاده‌ی جمهوری اسلامی رو درک نمی‌کرد.

- اگر انقلاب 57 اتفاق نمی افتاد خوشی می‌زد زیر دلمون و با حسرت می‌خواستیم دوران صدر اسلام رو شبیه سازی کنیم.ومطمئن باشید تا الآن اونقدر لگد به بخت خودمون زده بودیم که بروسلی به حریفاش نزده بود .

- اگر انقلاب 57 اتفاق نمی افتاد احتمالا نصف جمعیت ایران از افسردگی ناشی از نداشتن حکومت اسلامی خودکشی کرده بودند واونقدر خاک کربلاونجف وکاظمین وبقیع به خونه هاشون آورده بودند که عراق وعربستان مجبور به واردات خاک می شدند.

- اگر انقلاب 57 اتفاق نمی‌افتاد،مردم ایران تا حالا 3،000،000،000،000 کیلو طلا برای بازسازی تمامی حرمین شریفین اهدا کرده بودند ورتبه نخست احمق ترین ملت دنیارو برای همیشه ازآن خود کرده بودند ودیگر در سوریه وعراق وعربستان کسی کار نمی کرد وفقط مشغول کیف وحال بودند.

- اگر انقلاب 57 اتفاق نمی‌افتاد،دیگه امروز حتی یه نفر با اسم ایرانی پیدا نمی کردیم وحداقل نصف جمعیت ما اسمشون غلام عباس واصغر وتقی ونقی ومیثم و.... بود ومردم با شرم بسیار در مورد اسم پدر بزرگها ومادربزرگهای درگذشته که اسمشون سیاوش وداریوش وتهمینه و.... بود نگاه می کردند وهمش می گفتند که : نه باور کنین ما توخونه اسماعیل و زینب صداشون می کردیم.


- اگر انقلاب 57 اتفاق نمی‌افتاد، آخ اگه انقلاب 57 اتفاق نمی‌افتاد،چقدر ما الآن بدبخت بودیم !


پس . . . . . . همون بهتر که انقلاب 57

**********

چهارشنبه تیر شید 10 اسفند / 2570 شاهنشاهی

۱۳۹۰ اسفند ۳, چهارشنبه

پرسشهای کوتاه گوناگون از نادره افشاری

پرسشهای کوتاه گوناگون از نادره افشاری:

پرسش در مورد الله:
راستی چرا «الله» بیمار جنسی است، سادیسم آدمکشی دارد، از فقر و بدبختی بندگانش خوشش می‌آید، مال مردم را می‌چاپد؛ تازه از بیشعوری و نفهمی بنده‌های بدبختش هم خیلی لذت می‌برد؛ کسی می‌داند؟/نادره افشاری
***
من هیچگاه «اصلاح طلب» نبوده‌ام و نیستم؛ :
هیچگاه فریب این فریبکاران را نخوردم و درست همان زمان رای گیری برای انتخاب سید محمد خاتمی به ریاست جمهوری در سال 1376/1997 در برنامه‌ای تلویزیونی در امریکا انتخابات دوم خرداد را فریب بزرگ حافظان نظام اسلامی خواندم و اولین کتاب چاپ شده‌ام «پشت دروازه‌ی تهران» و دومین کتابم «واژه را باید شست» در همان سالهای 97 و 98 و 99 [نگاهی به نقش دین در حکومت] در مورد همین جانیان و ایران ستیزان بودند. روند نشان دادن فریبکاریهای اینان و همکاران و هم پیمانانشان همچنان ادامه دارد/نادره افشاری
***
تنها چیزهای مقدس برای من:
تنها «چیز»های «مقدس» برای من «شعور» و «زنانگی» من هستند که «اسلام» به آنها «توهین»می‌کند/نادره افشاری
***
نامهء پسر شریعتی به باباش:
نامه‌ی [ساختگی] پسر علی شریعتی به علی شریعتی: «پدر جان گفته بودی که برای این که گرفتار هیچ دیکتاتوری نشوم، بخوانم و بخوانم و بخوانم.»خواندم و خواندم و خواندم و فهمیدم و فهمیدم و فهمیدم که تو خودت یک دیکتاتور عینیت نیافته بودی و جاده صاف کن دیکتاتورها [آن هم پلیدترین نوع دیکتاتوری یعنی دیکتاتوری مذهبی] شدی و شدی و شدی؛ خواندم و خواندم و خواندم و فهمیدم و فهمیدم و فهمیدم که تو خیلی خری، خیلی خری، خیلی خری؛ و من از این که پسر یک خر چند طبقه هستم، به خودم می‌بالم»/نادره افشاری
***
در مورد اینکه چرا ایرانیان نمیتوانند با هم اتحاد کنند؟:
دلیل این که ایرانیان نمی‌توانند با هم به «اتحاد» دست یابند، این است که بیشتر [مثلا] اپوزیسیون، سرش در آخور حکومت کهریزکی/اختلاسی اسلامی است و به همین دلیل، از اساس [برای چند اسکناس پشت سبز یا چند لول تریاک] تلاشهای براندازان حکومت اسلامی را به مضحکه و نابودی میکشانند. براندازان واقعی که سودای جمهوری اسلامی یا ایدئولوژیک دیگری در سر ندارند، حتما می‌توانند باهم به اتحاد برسند؛ البته اگر این جرثومه‌های «جمهوری اسلامی خواه» را از صفوفشان طرد کنند و بیرون بیاندازند/نادره افشاری
***
چهارشنبه تیر شید / 3 اسفند / 2570 شاهنشاهی

۱۳۹۰ بهمن ۲۶, چهارشنبه

محمد رضا شاه فقید ایران – ویدئو ها/ گوش دادن به بعضی از واقعیتهای تاریخی از زبان پادشاه ایران

محمد رضا شاه فقید ایران – ویدئو ها:

Saturday, February 11, 2012 2:44 AM

33 سال پیش، ما ایرانیان نسل انقلابی!! در نا آگاهی و نشنیدن برخی واقعیتهای تاریخی از زبان پادشاه ایران، گوش به

سخنان کینه توزانه و ریاکارانه ی میهن فروشانی فرومایه دادیم، و باورشان کردیم.

ما ملتِ دست پرورده مذهب شیعه، بآسانی میهن خود را بدست مشتی جانور خونخوار بنام آخوند سپردیم و تباه کردیم.

امروزه، گر چه کار از کار گذشته... اما هنوزبرای دانستن و فهمیدن راستی ها دیر نشده است.

بیائید بگذاریم فرزندانمان، از اشتباهات ما پند بگیرند تا خطای ویرانگرانه نسل ما را تکرار نکنند.

فکر می کنم صرف چند دقیقه از وقت گرانبهای شما، ارزش شنیدن گوشه ای از

تاریخ اخیر کشورمان از زبان پادشاه فقید را داشته باشد.

پادشاهی که ما قدرش را ندانستیم.

با آرمان پیروزی جوانان برومند ایران.

آلفرد آبرامیان.




این ایمیل از سوی من ، تا سه روز دیگر بدست بیش از بیست هزار نفر از هم میهنان ما،

در داخل و خارج کشور خواهد رسید

مهر ورزیده شما هم برای دوستان خود بفرستید.

************** 
چهارشنبه 26 / بهمن / 2570

۱۳۹۰ بهمن ۱۹, چهارشنبه

در وصف حال امام

در وصف حال امام:

-حضرت امام بسیار سجده‌های طولانی و کمرشکنی داشتند. به طوری که سرانجام مجبور می‌شدیم ایشان را با کاردک از زمین جمع کنیم.
- امام بسیار با کودکان مهربان بودند؛ آنها روی امام نقاشی می‌کردند و شعار می‌نوشتند.امام هم وسط باغ می‌ایستاد تا کلاغ‌ها سیب‌ها را نخورند.

- ایشان در موارد متعددی به مشکل برمی‌خوردند. مثلاً در نمازجمعه یک بار خاطرم هست، ایشان از پشت افتادند. تا ته صف همه همینطور مثل دومینو افتادند زمین! یا مثلاً یک جا ساندیس می‌دادند، امام بدبخت می‌ماند زیر دست و پا.
- یا وقت خواب، کسی متوجه حضور امام در تخت نمی‌شد، یک‌هو یکی می‌آمد روی ایشان می‌خوابید.
- در مواردی ایشان را با اعلامیه اشتباه می‌گرفتند، می‌چسباندند به دیوار!
- گاهی هم موریانه می‌آمد، ایشان را می‌خورد.
خلاصه مکافاتی داشتیم.
- مهمان که می‌آمد، امام زیر کتری را روشن می‌کردند، بعد سریع زیر آب می‌رفتند، بعد می‌رفتند زیر نور آفتاب. وقتی هم که برای میهمانان چای می‌بردند، خودشان سینی می‌شدند.
- امام یک معجزه هم داشتند. یک بار دراز-نشست رفتند، در همان حرکت اول شکمشان شش تکه شد.
- بعضی وقت‌ها هم سرزده به خانه‌ی شهدا می‌رفتند. (از زیر در)
آن اواخر در بیمارستان هی می‌خواستند به امام سوزن بزنند، این رگ را لامصب پیدا نمی‌کردند. امام دیگر سوراخ سوراخ شده بودند. دکترها روی امام چسب می‌زدند، اما بعد می‌گفتند هنوز هم روزنه‌ی امیدی در ایشان هست.
- آخرش جام زهر را نوشیدند و همان باعث شد وا بروند.
همچین سیره‌ای داشتند.

با قدر دانی از بانو نادره افشاری به خاطر فرستادن این مطلب
***************
چهارشنبه تیرشید 19/ بهمن / 2570 شاهنشاهی

۱۳۹۰ بهمن ۱۶, یکشنبه

ارزش پول بیاد پائین اینطوری میریم خرید!


ارزش پول بیاد پائین اینطوری میریم خرید

وقتی اقتصاد مال خر بشه , وقتی وزیر اقتصادشم شکل خره هست , ارزش پول بیاد پائین اینطوری میریم خرید!!!!




یک شنبه مهر شید 16/ بهمن / 2570 شاهنشاهی

۱۳۹۰ بهمن ۵, چهارشنبه

ضرب المثل ماست ها را کیسه کرد از کجا اومده؟

ضرب المثل ماست ها را کیسه کرد از کجا اومده؟:

روزی به مختارالسلطنه اطلاع دادند که نرخ ماست در تهران خیلی گران شده است.
مختارالسلطنه دستور داد که کسی حق ندارد ماست را گران بفروشد.
چون چندی بدین منوال گذشت برای اطمینان خاطر با قیافه ی ناشناخته به یکی از دکان های لبنیات فروشی رفت و مقداری ماست خواست.
ماست فروش که او را نشناخته بود پرسید :
 چه جور ماستی می خواهی ؟ ماست معمولی یا ماست مختارالسلطنه !
مختارالسلطنه با حیرت و شگفتی از ترکیب و خاصیت این دو ماست پرسید.
ماست فروش گفت: ماست معمولی همان است که از شیر می گیرند و بدون آب است و باقیمت دلخواه.
اما ماست مختارالسلطنه همین طغار دوغ است که در جلوی دکان میبینید و یک ثلث ماست و باقی آب است و به نرخ مختار السلطنه می فروشیم و بدان نیز لقب دادیم.
حال کدام می خواهی؟!:
دستور داد ماست فروش را جلوی دکانش به طور وارونه آویزان کرده و بند تنبانش رامحکم ببستند.
سپس طغار دوغ را از بالا در دو لنگه شلوارش سرازیر کردند و شلوارش را از بالا به مچ پاهایش ببستند.
سپس به او گفت: آنقدر باید به این شکل آویزان باشی تا تمام آبهایی که داخل این ماست کردی از شلوارت خارج شود که دیگر جرات نکنی ماست داخل آب بکنی!
چون سایر لبنیات فروش ها از این ماجرا با خبر شدند، همه ماست ها را کیسه کردند.

چهارشنبه 5 بهمن / 2570

۱۳۹۰ دی ۳۰, جمعه

قرآن را بیاور!

  قرآن را بیاور !
زن ملا مشغول پر کندن چند مرغ بود. گربه ای آمد و یکی از مرغ ها را قاپید
و فرار کرد. زن فریاد زد: ملا، گربه مرغ را برد

ملا از توی یکی از اتاق ها با صدای بلند گفت: قرآن را بیاور

گربه تا این را شنید مرغ را انداخت و فرار کرد

گربه های دیگر دورش جمع شدند و با افسوس پرسیدند: تو که این همه راه مرغ
را آوردی چرا آنرا انداختی؟
گربه گفت: مگر نشنیدید گفت قرآن را بیاور؟

گربه ها گفتند قرآن کتاب آسمانی آنهاست به ما گربه ها چه ربطی دارد؟

گربه گفت اشتباه شما همین جاست ملا می خواست آیه ای پیدا کند و بگوید از
این به بعد گوشت گربه حلال است و نسل مان را از روی زمین بردارد.
 
*************************************
آدینه ناهید شید 30/ 2570 شاهنشاهی